بسم الله الرحمن الرحیم
توجه از "وجه" گرفته شده ، یعنی وجهه ی قلب تو به هر سو و به هر مقامی که ساکن شده ، به همان سو هم گرایش و توجه دارد و تو دائم در آن مقامی حضور داری و هستی که در آن ساکن شدی و اقامت داری . لذا وجهه ی قلب تو به همان سمتی که توجه دارد ؛ حضور هم دارد .
اگر تو به مکانی بروی که آن مکان و آن افراد ، ضد وجهه قلبی تو (ضد ارزش) باشند ، هر چند که تو علی الظاهر با آنها در آن مجلس هستی و گفتگو می کنی ، اما چون قلبت به آنها گرایش و توجه ندارد ، پس از آنها غایبی و در عالم خودت سیر می کنی .چون هم رنگ عالم تو نیستند ، ظاهرا به آنها نزدیکی و در باطن از آنها دوری !
........من در میان جمعم و دلم جای دیگر است
کسی که با اطاعت کردن امر خدا ، به باطن و عالم درونش وارد شده ، چنین کسی ، وقتی به نماز می ایستد ؛ چون عالم نماز هم رنگ عالم درونش است ، بالفور به عالم نماز وارد می شود و با آن انس می گیرد ؛ این حضور قلب ، توجه است که گفتیم توجه انسان به آن سمتی است که در آن حضور دارد ...
لطفا در ادامه مطلب با ما همراه باشید...
برچسبها:
بسم الله الرحمن الرحیم
عالم محضر خداست و همه ی ما علم داریم و می دانیم که همیشه در محضر او حاضر هستیم ؛ حال چرا ما این محضر را ادراک نمی کنیم و آن را جدی نگرفتیم ؟
چون در دلمان آن را باور نکردیم و این محضر را فقط با آلت و چشم ظاهری نگاه می کنیم . کسی که نابیناست اگر ساعتها بنشینی و برایش از زیبایی گل بگویی ؛
او هرگز نمی تواند آن زیبایی گل را ادراک کند . آره علم دارد و و آن لطافت و زیبایی گل را هم می تواند توضیح دهد ، اما زیبایی واقعی گل را نچشیده ؛ چون ندیده !
و این علم او باید با عمل دیدن چشم کامل شود . بله ما می دانیم که خدا همه جا حضور دارد و این حاضر بودن خدا را می توانیم در چندین مقاله بنویسیم و .........
اما چرا خود به این باور و یقین نرسیدیم ؟ برای اینکه علم داریم اما به علمی که داریم ؛ عمل نکردیم . و وجودمان همچنان در تاریکی جهل می سوزد .
گفتیم عمل به قران ، به انسان معرفت می دهد و درون او را روشن می کند و به آرامش می رساند .
وقتی من در عمل به قران لنگ می زنم ؛ پس وجود من فاقد چراغ ایمان است و من در تاریکی وجودم چگونه می توانم ببینم ؟!
پس وجود ما چون تاریک است ، ما حضور خدا را در زندگی مان ادراک نمی کنیم . چون آن را نچشیدیم و
تا امروز به باورمان نرفته و به یقین نرسیدیم که خدا حاضر است و حضور تام دارد .
می پرسید از کجا چنین می گویم ؟ از آنجا که اگر تو حضور خدا را باور داری ؛ پس چرا بی پروا دائم در گناهی .
تو وقتی در مقابل یک بزرگواری که کرامات بسیار دارد ؛ می نشینی چقدر مواظب هستی در مقابل او بی ادبی نکنی ،
چون حضور او را ادراک می کنی و در مقابلش حتی یایت را هم دراز نمی کنی ! اما در مقابل خدایی که دائم در محضر او هستی چه ؟!!!
برچسبها:


















